خانه
گاما

درسنامه آموزشی عربی کلاس نهم

درس 7: ثَمَرَةُ الْجِدِّ

بازدید114/5 K
تاریخ بروزرسانی1401/08/22

اَلْمُعْجَم (25 کلمۀ جدید)

آلَة: دستگاه «جمع: آلات» آلَةُ طِباعَة: دستگاه چاپ أَحْسَنَ عَمَلاً: کاری را نیکو انجام داد
أَدَوات: ابزارها «مفرد: أَداة» أَضاعَ: تباه کرد (مضارع: یُضیعُ)
أَنْقَذَ: نجات داد (مضارع: یُنْقِذُ) بَضائِع: کالاها «مفرد: بِضاعَة»
بَطّاریَّة: باتری تِمْثال: تندیس «جمع: تَماثیل»
رَئیسیّ: اصلی شَرِکَة: شرکت
صِناعَة‌: صنعت «صِناعیَّة‌: صنعتی» طاقَة کَهرَبائیَّة: نیروی برق (کَهْرَباء: برق)
طَبَعَ: چاپ کرد (مضارع: یَطْبَعُ) طَرَدَ: با تندی راند (مضارع: یَطْرُدُ)
طُفولَة: کودکی عَرَبَة: واگُن، گاری
کَثُرَ: زیاد شد (مضارع: یَکثُرُ) کَمَّلَ: کامل کرد
کیمیاویّ: شیمیایی مُسَجِّل‌: دستگاه ضبط
مَطبَعَة: چاپخانه «جمع: مَطابِع» نَفَقَات‌: هزینه‌ها «مفرد‌: نَفَقَة»
نَوم‌: خواب وَضَعَ: گذاشت «مترادف: جَعَلَ»
یَدورُ عَلیٰ: می‌چرخد دورِ ...  

نَصِّ الدَّرسِ: ثَمَرَةُ الْجِدِّ

میوه تلاش (دسترنج)

کانَ إدیسون فِی السّابِعَةِ مِنْ عُمرِەِ، عِندَما عَجَزَتْ أُسْرَتُهُ عَنْ دَفْعِ نَفَقاتِ دِراسَتِهِ؛ فَطَرَدَەُ مُدیرُ مَدرَسَتِهِ مِنَ الْمَدرَسَةِ وَ قالَ عَنهُ: «إِنَّهُ تِلْمیذٌ أَحمَقُ.»
ادیسون در سن هفت سالگی بود، (هفت ساله بود) هنگامی که خانواده‌اش از پرداخت هزینه‌های تحصیلش (درس خواندنش) درماند (عاجز شد)، پس مدیر مدرسه‌اش او را از مدرسه راند (بیرون کرد، طرد کرد) و درباره‌اش گفت: «او دانش آموزی نادان است.»

فَصارَ بائِعَ الْفَواکِهِ؛ وَلٰکِنَّهُ ما تَرَکَ الدِّراسَةَ؛ بَلْ دَرَسَ بِمُساعَدَةِ أُمِّهِ؛ هیَ ساعَدَتْهُ کَثیراً. کانَ إدیسون ثَقیلَ السَّمْعِ بِسَبَبِ حادِثَةٍ أَوْ مَرَضٍ أَصابَهُ أَیّامَ الطُّفولَةِ.
پس میوه فروش شد. ولی او تحصیل (درس خواندن) را ترک نکرد، بلکه به کمک مادرش درس خواند. او خیلی کمکش کرد. ادیسون به سبب حادثه‌ای یا بیماری‌ای که در روز‌های کودکی دچارش شده بود (دچارش شد) کم‌شنوا بود.

تِمْثالُ إدیسون أَمامَ الْجِسْرِ
تندیس (مجسّمۀ) ادیسون روبه‌روی پُل

إدیسون أَحَبَّ الْکیمیاءَ. فَصَنَعَ مُختَبَراً صَغیراً فی مَنزِلِهِ وَ بَعدَ مُدَّةٍ قَدَرَ عَلیٰ شِراءِ بَعضِ الْمَوادِّ الْکیمیاویَّةِ وَ الْأَدَواتِ الْعِلْمیَّةِ وَ بَعدَ مُحاوَلاتٍ کَثیرَةٍ صارَ مَسؤولاً فی أَحَدِ الْقِطاراتِ وَ قَدَرَ عَلیٰ شِراء آلَةِ طِباعَةٍ وَ وَضَعَها فی عَرَبَةِ الْبَضائِع وَ فِی السَّنَةِ الْخامِسَةَ عَشْرَةَ مِنْ عُمرِەِ کَتَبَ صَحیفَةً أُسْبوعیَّةً وَ طَبَعَها فِی الْقِطارِ.
ادیسون شیمی را دوست داشت. پس آزمایشگاهی کوچک در خانه‌اش ساخت و پس از مدتی توانست برخی مواد شیمیایی و ابزارهای علمی را بخرد. (قادر به خریدن برخی موادّ شیمیایی و ابزارهای علمی شد). و پس از تلاش‌های بسیاری مسئول یکی از (مسئولِ در یکی از) قطارها شد و توانست دستگاه چاپی بخرد و آن را در واگن کالاها گذاشت. و در سن پانزده سالگی روزنامه‌ای هفتگی نوشت و آن را در قطار چاپ کرد.

فی أَحَدِ الْأَیّامِ انْکَسَرَتْ إِحْدیٰ زُجاجاتِ الْمَوادِّ الْکیمیاویَّةِ فِی الْمَطبَعَةِ؛ فَحَدَثَ حَریقٌ فَطَرَدَەُ رَئیسُ الْقِطار وَ عِندَما أَنْقَذَ طِفلاً مِنْ تَحتِ الْقِطارِ، جَعَلَهُ والِدُ الطِّفلِ رَئیساً فی شَرِکَتِهِ.
در یکی از روزها یکی از شیشه‌های مواد شیمایی در چاپخانه شکسته شد (شکست) و آتش‌سوزی روی داد و رئیس قطار او را بیرون کرد (طرد کرد) و وقتی که کودکی را از زیر قطار نجات داد پدر کودک او را رئیس شرکتش کرد.

کانَ إدیسون مَشغولاً فی مُختَبَرِەِ لَیلاً وَ نَهاراً. هوَ أَوَّلُ مَنْ صَنَعَ مُختَبَراً لِلْأَبْحاثِ الصِّناعیَّةِ.
ادیسون شب و روز در آزمایشگاهش مشغول بود. او نخستین کسی بود که آزمایشگاهی برای پژوهش‌های صنعتی ساخت.

اِخْتَرَعَ وَ کَمَّلَ إدیسون أَکْثَرَ مِنْ أَلْفِ اخْتِراعٍ مُهِمٍّ؛ مِنهَا الْمِصباحُ الْکَهْرَبائیُّ وَ الْمُسَجِّلُ و الصُّوَرُ الْمُتَحَرِّکَةُ وَ آلَةُ السّینَما وَ بَطّاریَّةُ السَّیّارَةِ.
ادیسون بیشتر از هزار اختراع مهم دارد. از آن جمله چراغ برق، ضبط صوت، تصاویر متحرک، دستگاه سینما و باتری خودرو. 

إنَّهُ قَدَرَ عَلیٰ تَأسیسِ أَوَّلِ شَرِکَةٍ لِتَوزیعِ الطاّقَةِ الْکَهرَبائیَّةِ. وَ الطّاقَةُ الْکَهرَبائیَّةُ فی هٰذَا الْعَصرِ سَبَبٌ رَئیسیٌّ لِتَقَدُّمِ الصِّناعاتِ الْجَدیدَةِ.
او توانست نخستین شرکتِ توزیعِ نیروی برق را تأسیس کند و نیروی برق در این روزگار دلیل اصلی پیشرفت صنایع نوین بوده است.

درست یا نادرست (صفحهٔ 90 کتاب درسی)

 

درستی یا نادرستی جمله‌های زیر را با توجّه به متن درس معلوم کنید.

1- عَدَدُ اخْتِراعاتِ إدیسون سَبعونَ. (درست / نادرست)
تعداد اختراعات ادیسون هفتاد تا است.

2- إِنَّ اللّٰهَ لا یُضیعُ أَجْرَ مَنْ نَفَعَ النّاسَ. (درست / نادرست)
قطعا خداوند پاداش کسانی را که به مردم سود برسانند را ضایع نمی‌کند.

3- أَحَبَّ إدیسون عِلْمَ الْکیمیاءِ فی صِغَرِهِ. (درست / نادرست)
ادیسون علم شیمی را از کودکی اش دوست داشت.

4- ساعَدَتْ أُمُّ إدیسون وَلَدَها فِی الدِّراسَةِ. (درست / نادرست)
مادر ادیسون فرزندش را در درس خواندن کمک کرد.

5- وَضَعَ إدیسون آلَةَ الطِّباعَةِ الَّتی اشْتَراها فی بَیتِهِ. (درست / نادرست)
ادیسون دستگاه چاپی را که خریده بود در خانه‌اش قرار داد.

بدانیم: ترکیب وصفی و ترکیب اضافی

ترکیب وصفی $ \Leftarrow $ (موصوف و صفت)

هٰذِەِ قَلعَةٌ تاریخیَّةٌ فی مُحافَظَةٍ جَمیلَةٍ.
این قلعه‌ای تاریخی در استانی زیبا است.

 هٰذا أَثَرٌ تاریخیٌّ فی مُحافَظَةٍ کَبیرَةٍ.
این اثری تاریخی در استانی بزرگ، است.

ترکیب اضافی $ \Leftarrow $ (مضاف و مضافٌ الیه)

تَماثیلُ الْعُلَماءِ، فی مَقَرِّ مُنَظَّمَةِ الْأُمَمِ الْمُتَّحِدَةِ.
تندیس دانشمندان در مقر سازمان ملل متحد. 

تِمْثالُ الْمُتَنَبّی، فی مَدینَةِ بغداد.
تندیس متنبی در شهر بغداد. 

موصوف، اسمی است که برایش یک یا چند ویژگی می‌آوریم که صفت نامیده می‌شود.
مضاف، اسمی است که به اسم بعد از خودش (یعنی مضافٌ الیه) نسبت داده می‌شود؛ مثال:

موصوف و صفت

مضاف و مضافٌ الیه

مُخْتَبَرٌ صَغیرٌ

آزمایشگاهی کوچک

مُخْتَبَرُ الْمَدرَسَةِ

آزمایشگاهِ مدرسه

اَلصِّناعَةُ الْجَدیدَةُ

صنعتِ جدید

صِناعَةُ الْوَرَقِ

صنعتِ کاغذ

طُلّابٌ مُجتَهِدونَ

دانشجویانی کوشا

طُلّابُ الْجامِعَةِ

دانشجویانِ دانشگاه

حَقیبَةُ الْمُعَلِّمِ کیفِ معلّم حَقیبَتُهُ کیفش

به ترجمۀ ترکیب‌های زیر در جمله دقّت کنید:

1- ساعَدَتْ أُختی الْکَبیرَةُ جَدَّتَنا.
خواهرِ بزرگم به مادر بزرگمان کمک کرد.

2- نادَیْتُ أَخی الْأَصغَرَ لِکِتابَةِ واجِباتِهِ.
برادر کوچک‌ترم را برای نوشتن تکلیف‌هایش صدا زدم.

توجّه: در زبان عربی -برخلاف فارسی- بین مضاف و مضافٌ الیه، صفت قرار نمی‌گیرد؛ مثال:
غُرفَتی: اتاقم (مضاف + مضافٌ الیه)
غرُفتَی
الصَّغیرَةُ (مضاف + مضافٌ الیه + صفت)
اتاق
کوچکم (مضاف + صفت + مضافٌ الیه)

الف) جمله‌های زیر را ترجمه کنید.

1- لَبِسَتْ أُمّی خاتَمَهَا الذَّهَبیَّ فی حَفْلَةِ میلادِ أَخی الْأَکبَرِ.
مادرم انگشتر نقره‌اش را در جشنِ تولّدِ برادرِ بزرگ‌ترم پوشید. (به انگشت کرد)

2- شَجَّعْنا فَریقَنا الْفائِزَ فی نِهایَةِ الْمُسابَقَةِ.
تیمِ برندۀمان را در پایانِ مسابقه تشویق کردیم.

3- قَسَّمْتَ مَزْرَعَتَنَا الْکَبیرَةَ إلیٰ نِصْفَینِ.
کشتزارِ (مزرعۀ) بزرگمان را به دو نیمه تقسیم کردی.

4- هوَ یَعْمَلُ بِواجِباتِهِ الْمَدْرَسیَّةِ.
او تکالیف مدرسه‌اش را انجام می‌دهد.

5- کانَتْ سَفْرَتُنَا الْعِلْمیَّةُ مُفیدَةً.
سفر علمی‌ ما سودمند بود.

6- أَشْکُرُکَ عَلیٰ عَمَلِکَ الصّالِحِ.
از تو به خاطرِ کار درستت سپاسگزاری می‌کنم.

ب) مضافٌ الیه و صفت را در کلماتی که زیرشان خط کشیده شده است معلوم کنید.

اَلتَّمارین

اَلتَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 94 کتاب درسی)

 

درستی یا نادرستی هر جمله را بر اساس حقیقت بنویسید.

1- «اَلشَّرِکَةُ» مؤَسَّسَةٌ تِجاریَّةٌ أَوِ اقْتِصادیَّةٌ یَعْمَلُ فیها کَثیرٌ مِنَ النّاسِ. (ص)
شرکت یک مؤسسه تجاری یا اقتصادی است که بسیاری از مردم در آن کار می‌کنند.

2- «اَلْقِطارُ» مَکانُ بَیْعِ الْبَضائِعِ مِثْلُ الْمَلابِسِ وَ الْفَواکِهِ. (غ)
قطار محل فروش کالاهایی همچون لباس‌ها و میوه‌هاست.

3- «اَلْمَطبَعَةُ» مَخزَنٌ لِحِفظِ الْمَوادِّ الْغِذائیَّةِ کَالْخُبزِ. (غ)
چاپخانه انبار نگهداری مواد غذایی مانند نان است.

4- «اَلطُّفولَةُ» هیَ السَّنَواتُ الْأُولیٰ مِنْ حَیاةِ الْإنسانِ. (ص)
کودکی سال‌های اولیه زندگی انسان است.

5- «اَلصّاعِقَةُ» کَهرَباءٌ تَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ مَعَ الرَّعْدِ. (ص)
صاعقه برقی است که همراه رعد از آسمان نازل می‌شود.

اَلتَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 94 کتاب درسی)

 

جمله‌های زیر را ترجمه کنید. سپس مضافٌ الیه و صفت را در کلماتی که زیرشان خط کشیده شده است، معلوم کنید.

مَسجِدُ الْإِمامِ، أَثَرٌ قَدیمٌ فی مُحافَظَةِ إصفهان.
مسجد امام اثری کهن در استان اصفهان است. 

جُنودُنا الْأَقویاءُ، جُنودٌ مؤمِنونَ.
سربازان نیرومندمان، سربازانی با ایمان هستند. 

مَرقَدُ الْعالِمِ الْإیرانیِّ ابْنِ سینا، فی مَدینَةِ همدان.
آرامگاه دانشمند ایرانی ابن سینا، در شهر همدان است. 

اَلْجِسْرُ الْأَبیَضُ، عَلیٰ نَهْرِ کارون.
پل سفید، روی رودخانه کارون است. 

اَلتَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 95 کتاب درسی)

 

کلمات مترادف و متضاد را معلوم کنید. =، ≠

راسِب ناجِح طَویل قَصیر وَضَعَ = جَعَلَ
أَعداء أَصدِقاء نامَ = رَقَدَ سَدَّ  فَتَحَ
صَعْب سَهْل قَبیح جَمیل عاقِل مَجنون
جُلوس قیام جاءَ = أَتیٰ قَرَعَ = طَرَقَ

اَلتَّمْرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 96 کتاب درسی)

 

در جای خالی کلمۀ مناسبی از کلمات زیر بنویسید. «دو کلمه اضافه است.»

أَنْقَذَ / رَئیسیّ / اِحْتَرَقَ / طَبَعَ / نَفَقاتُ / الصَّحیفَةِ / بَضائِعَ

1- کانَتْ نَفَقاتُ الْجامِعَةِ غالیَةً وَ ما کُنتُ قادِراً عَلیٰ دَفْعِها وَحْدی.

2- اِنْکَسَرَتْ إِحْدَی الزُّجاجاتِ فِی الْمُختَبَرِ فَـاِحْتَرَقَ کُلُّ الْأَشیاءِ.

3- یَجْلِبُ التّاجِرُ بَضائِعَ جَدیدَةً إلیٰ دُکّانِهِ لِلْبَیْعِ.

4- یَبْدَأُ والِدی یَومَهُ بِقِراءَةِ الصَّحیفَةِ دائِماً.

5- أَنْقَذَ إدیسون طِفلاً مِنْ تَحتِ الْقِطارِ.

اَلتَّمْرینُ الْخامِسُ (صفحهٔ 96 کتاب درسی)

 

فعل‌های زیر را مانند مثال ترجمه کنید.

ماضی منفی مضارع منفی مستقبل (آینده) امر نهی
ما ذَهَبَ: نرفت لا یَذْهَبُ: نمی‌رود سَیَذْهَبُ: خواهد رفت اِذْهَبْ: برو لا تَذْهَبْ: نرو
ما شَرِبوا: ننوشیدند لا یَشْرَبونَ: نمی‌نوشند سیَشْرَبونَ: خواهند نوشید اِشْرَبوا: بنوشید لا تَشْرَبوا: ننوشید
ما غَسَلَ: نشُست لا یَغْسِلُ: نمی‌شوید سَوفَ یَغْسِلُ: خواهد شست اِغْسِلْ: بشوی لا تَغْسِلْ: نشوی

کَنْزُ الْحِکْمَةِ (صفحهٔ 97 کتاب درسی)

 

بخوانید و ترجمه کنید.

1- عَلَیکَ بِذِکْرِ اللهِ فَإِنَّهُ نورُ الْقَلْبِ.
باید خدا را یاد کنی؛ زیرا او روشناییِ دل است. (ذکر خدا بر تو لازم است که قطعاً او نور قلب است).

2- جَلیسُ السّوءِ شَیطانٌ.
همنشین بد اهریمن (شیطان) است.

3- اَلدُّنیا مَزرَعَةُ الْآخِرَةِ.
گیتی، کشتزار رستاخیز است. (دنیا مزرعۀ آخرت است).

4- اَلْعِلْمُ کَنْزٌ عَظیمٌ.
دانش، گنجی بزرگ است. (علم گنجی عظیم است).

5- اَلنَّومُ أَخو الْمَوتِ.
خواب، برادر مرگ است.

تحقیق (صفحهٔ 97 کتاب درسی)

 

تحقیق کنید و یک فرد را که با تلاش بسیار در زندگی موفّق شده و به بشریّت خدمت کرده است، در کلاس معرّفی کنید.

اَلْقُرآنیّات

درس 7: ثَمَرَةُ الْجِدِّ